عنکبوت مقدس!
-
تاریخ: 1402/1/9 ساعت: 19:20
امشب موفق شدم بعد با هزار گیر و گورعنکبوت مقدس رو ببینم...شاید دیر شده باشه اما کاش نمیدیدم...سرمای بدی به تنم نشسته و حالت تهوع دارم...دلم بغل ح رو میخواد که مچاله شم توش و کلفیلم و تعریف کنم بعد هم ازش بپرسمتا حالا صحنه اعدام رو از نزدیک دیدی؟اونم به دروغ با یه لحن عجیب بگه نه وجودم!بعدم چشمک بزنه...
روزه:)
-
تاریخ: 1402/1/9 ساعت: 19:20
بعد چند سال دارم روزه می گیرم امیدوارم بتونم... امیدوارم خدا قابل بدونه... حس قشنگیه برچسب ها: یهویی نوشت چهارشنبه نهم فروردین ۱۴۰۲ | 4:40 | Z-S | Adblock test (Why?)
1:55
-
تاریخ: 1402/1/8 ساعت: 2:05
دو روزی هست رژیم فستینگ گرفتمدو نفر بهم گفتن چاق شدی مجبور شدم
4:40
-
تاریخ: 1402/1/8 ساعت: 2:05
با صدای قرآن خوندن بابا از خواب بیدار شدمدلم درد میکرد و باید مسکن میخوردم تا خوب شماما برای ۱۰ دقیقه فقط به صداش گوش دادمرفتم به دوران کودکی اونوقتا که برای اولین بارروزه گرفتم...اولین بار نماز خوندم...بابا اون وقت ها میرفت سرکارمعمولا بعد سحر میرفت سرکارخواهری ۷ صبح میرفتمنم تخت میخوابیدم و ۱۲ میر...
آخر سال
-
تاریخ: 1402/1/3 ساعت: 16:37
فکر کنم فقط منم بعد اون همه کار برای حس کردنبوی عید الان تک و تنها با سرگیجه شدید تو اتاق تاریکنشستم و میگم خب که چی
PMS کوفتی
-
تاریخ: 1402/1/3 ساعت: 16:37
بدن درد دارم حالم از عالم و آدم بهم میخوره خسته ام دلم گریه میخواد واقعا این حجم از احساس بد و تحملش برای یه نفر سخته
حرف دل
-
تاریخ: 1402/1/3 ساعت: 16:37
من نمیدونم این دری وری ها چیه بعضی ها به خودشون اجازه میدن بیان به من بگن ...
حناق
-
تاریخ: 1401/12/29 ساعت: 0:38
نگم میپوکم
هم اکنون
-
تاریخ: 1401/12/29 ساعت: 0:38
منتظرم اتوبوس بیاد که نمیاد احتمالا با ماکسیم برم خونه یه عکس خانوادگی چاپ کردم از ضمن خدمت مطمئن شدم و پولشو ریختم برای اون خانوم ۳۰۰ تومن هم تو حساب پس اندازم ریختم احتمالا بعد عید دوباره طلا بخرم با پس اندازم یه چی بگم
کودک همسری!
-
تاریخ: 1401/12/29 ساعت: 0:38
آرایشگاه به امروز موکول شدغلغله بود...دختر صاحب آرایشگاه هنوز دیپلم نداره شوهر کرده
خوشحالی
-
تاریخ: 1401/12/21 ساعت: 23:00
تو خونه تکونی کمد مو ریختم بیرونتمیز کنم چشمم خورد به مانتو سفیدی کهواسه عقد خواهری بابا خریده بود برام
خزعبلات
-
تاریخ: 1401/12/21 ساعت: 23:00
ولی این احتشام گیلدخت خیلی کراش
طاقت بیار
-
تاریخ: 1401/12/21 ساعت: 23:00
پیک نوروز رو درستیدم و فرستادمفقط فردا باید برم مدرسه
خاموش
-
تاریخ: 1401/12/14 ساعت: 3:33
چقدر دلم میخواد با خواننده هایخاموش وبلاگم آشنا بشم
کنکور کارشناسی ارشد
-
تاریخ: 1401/12/14 ساعت: 3:33
از چیزی که فکر میکردم سخت تر بود!خیلی سخت...من کنکورهای سال ۹۴ تا ۱۴۰۰ رو تو خونه زده بودماما امسال به نظرم خیلی سخت بود...نمیتونم قضاوت کنم چطور قراره بشه به هر حال من تلاشمو کردم دیگه بقیه اش با خداس که قراره چقدر بهم حال بده!هر چند میدونم...
تنفر
-
تاریخ: 1401/12/14 ساعت: 3:33
از اینکه فردا مجبورم برم با بچه هایی سر و کله بزنم که خانواده هاشون پرشون میکنن بیان به من توهین کنن...متنفرم...از اینکه به بی ادبی بچشون برچسب حساس بودن میزنن متنفرم...از اینکه نطق بی جا میکنن متنفرم...خدایا تموم نمیشه میدونم من کی تموم میشم؟ برچسب ها: یهویی نوشت Adblock test (Why?)
چرا؟
-
تاریخ: 1401/12/1 ساعت: 15:52
چرا به هر کی خوبی کردم هار شد؟چرا به هر کی لطف کردم دستمو گاز گرفت؟چرا اجازه میدم ازم سوء استفاده بشه؟نه واقعا چی باعث میشه که آدم ها به کسانی که خالصانه کمکشون کردن اینجوری پشت کنند؟حیف من که فکر میکردم آدماز پس انداز خودم چندین بار دادم کارش راه بیوفته اون شب به شوخی پیام دادم نیاز به کمک دارمآخه ...
سِر شدگی
-
تاریخ: 1401/12/1 ساعت: 15:52
امروز یکساعت پیاده روی کردم اولین بار رسپی خورشت هویج رو امتحان کردم...خانواده خوششون اومد...امشب خانواده مامان خونمون بودن قرمه سبزی و مرغ گذاشتم خوشمزه شده بود اما من همون قدر کم هم خوردم باز هم عذاب وجدان دارم...باید یه رژیم حسابی بگیرم...امشب یه کم دور هم بودیم یکم بهترم اما حسابی کار کردم و دست...
من
-
تاریخ: 1401/12/1 ساعت: 15:52
من یه ماشین افرود میخوام که باهاش برم کمپ u200fیه اکیپ مثه سریال فرندز میخوامیه مسافرت پر عشق و حال u200fبرف ده سانتی میخوام که باهاش آدم برفی درست کنم؛هیجان بچگی مو میخوام...ذوق نخوابیدن بچگی هاموبرای رفتن به سرزمین عجایب :))) ماسال میخوام خودمو بندازم تو ابرا؛یه عالمه گلدون خوشگل میخوام؛یه جعبه می...
سگ
-
تاریخ: 1401/11/29 ساعت: 12:02
گاهی وقت ها فکر میکنم اگه به سگنون میدادم حداقل برام دم تکون میدادکاش وقتی داشتم به بعضی آدم ها لطفمیکردم یادم می افتاد که کلی با سگتفاوت دارن...حیف سگ...کاش میدونستم اونا سگ نیستن که وفادارباشن اونا آدمنهمون موجواتی که نمک میخورن و نمکدونمیشکنن:)))کاش آدم ها رو اونقدر بزرگ نکنیم که دست خودمونمبهشون...