برچسب:
نویسنده: آوا فرهادی
بخوام از این روزهام بگم فقط میتونم بگم
سخت مشغولم...
قشنگ دارم کش میام اما راضی ام
پروپوزالم و کارای خودم و مسائل دیگه و از یه طرف دیگه
چشمام که بدجور ضعیف شده
تا الان داشتم روی پروپوزال کار میکردم دلم میخواد
یه شیر داغ بخورم و ادامه اش رو بنویسم دلم
نمیخواد که بزارمش برای بعد
برچسب:
نویسنده: آوا فرهادی
خدایا منو میبینی؟؟؟ این همه رنج برای کدوم گناه؟
برچسب:
نویسنده: آوا فرهادی
برچسب:
نویسنده: آوا فرهادی
برچسب:
نویسنده: آوا فرهادی
یه عادت بدی که دارم اینه که وقتی از خوابگاه میام خونه فکر میکنم فقط باید استراحت کنم
برچسب:
نویسنده: آوا فرهادی
انگار هر چی بزرگ تر میشی دیگه دوست نداری با بقیه دردل کنی نمیدونم شایدم اثرات خوابگاه یا PMS یه حال عجیبی ام نمیتونم توصیفش کنم من چم شده
برچسب:
نویسنده: آوا فرهادی
برچسب:
نویسنده: آوا فرهادی
برچسب:
نویسنده: آوا فرهادی
دیروز آشتی کنون سمت خانواده پدری دعوت بودیم
برچسب:
نویسنده: آوا فرهادی
عزیز مهربونم خواهشی که ازت دارم اینکه آروم باشی
اولویت بندی کنی آخه تو فقط خودتو داری
به مسایل حاشیه ای فکر نکنی
الان دلم میخواد فقط کاراتو اولویت بندی کنی
1- بذر
2- ارائه 7 اسفند
3- کار برای پول درآوردن
همیشه چیز رو بریز دور حداقل تا زمان جوانه زدن بذرت آروم باش...
دوست دارم من:)
برچسب:
نویسنده: آوا فرهادی
عنوان و زدم بیان احساسات نمیدونم چرا یاد بیان ژن افتادمانقدر که این مدت در موردش خوندماولین باره با لپ تاپم دارم مینویسماغلب مواقع با کامپیوتر و گوشی بودولی ناخودآگاه کشیده شدمسمت کامنت های تایید نشدهخدای من !!!!نظرات گذشته رو خوندم یادم افتادیکی منو اینجا دوست داشت از خیلی سال پیشکامنت هاشو خوندم دونه دونهالبته نه همشو چون دارم روی یه موضوع تحقیق میکنمچقدر من اذیتش کردمواقعا اعصاب داشت بنده خداچه رفتارهای بچگانه ای داشتم الانکه یادش می افتم دلم میخواد خودمو گاز بگیرمروزگار عجیبی بود...اونم منو میتونست تحمل کنه درست مثل Hبعد از اون آقای H وارد زندگیم شدو الان دارم با یه عالمه اتفاقات ریز و درشتزندگی رو به سخترین شکل ممکن پیش میبرمH عزیزم دیسک کمر داره ومن نمیتونم هیچکاری براش بکنم...امروز بهش میگم دلم نون پنیر با بربریداغ میخواد و چایی شیرین ولی...چقدر روزگار سخت میگذرهچقدر تفکرات، دغدغه ها، مسایل روزمره آدم ها تغییر میکنهچقدر بزرگ شدم من چقدر زود...دیگه از اون خنده ها فقط یه لبخند همیشگی مونده...چی به من گذشت...باید برم سراغ خوندن مقالهخدایا مارا از شر اخلاق های مودیاستاد راهنما حفظ بفرما آمینبرچسب‌ها:
برچسب:
نویسنده: آوا فرهادی
برچسب:
نویسنده: آوا فرهادی