این پست و در حالی دارم مینویسم که ذهنم
مشغول اتفاقات این مدتِ
آشتی فامیل
افتادن بالگرد
آبله مرغون خودم
فوت عمو
امتحانات پیش رو
ارائه هفته آینده
وای از مقالات نانوشته
خارش پوستم بخاطر آبله...
من دلم مسافرت میخواد بعد از اتمام تموم
اینا...
دلم میخواد مدتی از آدم های عجیب اطرافم
دور باشم ولی حیف که تابستون هم باید
بمونم آزمایشگاه و روی پرپوزالم کار کنم
و دو واحد سمیناری که معلق تو هواس...
خلاصه که بدجور این روزها ذهنم درگیره
برچسب:
نویسنده: آوا فرهادی