تازه کتک خوریتونم ملس ه
وقتی میزنتتون مثل بز میگین غلط کردم
من ی بار اون اوایل بهم گفت:
بیا دم پنجره نگاهت کنم دلم تنگ شده برات...
من: درس دارم نمیام ولی ی عمه دارم...
الان داره میره منتظر آژانس...
اون و ببین انگار منو دیدی 
شباهت منو عمه ام زبانزده فامیله اصن....
هیچی دیگه...
منو ببخش عمه....
بخاطر تمام چیز هایی که اون روز پشتت گفت
بعداً نوشت: ی چیز جدی بود ،توش شوخی قاطی کردم.
برچسب:
نویسنده: آوا فرهادی