ساعت ۱۰:۳۰ برخلاف میلم با اتوبوس برگشتم
به شهر دانشجوییم...
چقدر دلم برای خانواده ام تنگه الان بیشتر
قدر این دورهم بودن هارو میدونم
یکمی بغض دارم که طبیعیه
از وقتی برگشتم چیزی جز نسکافه و چایی سبز
و یه کلوچه نخوردم...
احساس ضعف دارم اما سرحالم...
دلم میخواد بیشتر بخونم اما مغزم EROOR
میده
برچسب:
نویسنده: آوا فرهادی